اون قدیما

وقتی صحبت از گذشته و زمان قدیم میشود ، همه یاد صفا و صمیمیتی که بین مردم در چند دهه ی گذشته وجود داشت ، می افتند و خاطرات خوبی که از محبت و گرمایی که بین مردم بود را به یاد آورده و برای فرزندان خود بازگو میکنند.

اما صرف نظر از گرما و صمیمیتی که در روابط اجتماعی مردم وجود داشت و الان متاسفانه بسیار کم رنگ شده ، اعتقادات مردم در گذشته نیز بسیار راسخ و ستودنی بود.

خوب است از آن اعتقادات محکم و استوار یادی بشود . همان اعتقادی که رزمندگان در جبهه های جنگ داشتند و همان کمکهای خالصانه ای که مردم از پشت جبهه انجام می دادند.

چه بسیار مشاهده شد که دار و ندار پیر زنی چند مرغ و یک بز بود و از آنها امرار معاش میکرد ، اما همان مرغ را برای تامین تغذیه رزمندگان  ، هدیه می داد.

همان اعتقاد رزمندگان که با وجود قلت ابزار آلات جنگی ، جنگ را به پیش بردند و پا پس نکشیدند و مسولین آن روز که با ذخائر و بودجه اندک ، جنگ را اداره کردند.

اینها میسر نشد مگر با اعتقادی شبیه به کوه که رزمندگان و جوانان غیور این مرز و بوم داشتند و توانستند جنگ را با موفقیت به پایان ببرند. جنگی که ظاهرا ما با یک کشور انجام میدادیم اما در واقع ۵۰ کشور از حزب بعث حمایت میکردند و برایش تسلیحات می فرستادند.

آری اگر اعتقاد داشته باشیم و با اعتقاد راسخ قدم برداریم وعده ی الهی نیز محقق میگردد همان وعده ای که فرمود :

“مرا یاری کنید تا شما را یاری کنم و قدمهایتان را استوار نمایم.”

 

درباره‌ی مهدی طاهری

مهدی طاهری
مهدی طاهری کرچگانی هستم. دبیر، عاشق تحقیق و پژوهش، علاقه مند به مطالب فقهی و مذهبی

حتما ببینید

خداترسان

  خداترسان چه کسانی هستند ؟ چه کسی را می توان خداترس دانست ؟ آیا …

۲ نظر

  1. از مطالب بسیار زیبا و آموزنده شما بسیار استفاده کردیم و لذت بردیم. جناب استاد قلمتان مانا

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *