بصیرت عاشورایی

میدانیم که واقعه ی کربلا در محرم سال ۶۱ ه.ق روی داد.در زمانی که یزید به ناحق و با پیمان شکنی وبا در نظر نگرفتن پیمان صلحی که پدرش با امام حسن (ع) بسته بود،پس از مرگ معاویه در رجب سال ۶۰ه.ق خود را خلیفه خواند وبه تقلید امپراطوران روم ،برای عیش ونوش خود قصرهای مجلل ساخت و بدین گونه خلافت را به سلطنت مبدل ساخته بود.

این در حالی بود که بر اساس یکی از بندهای معاهده ی صلحی که پدرش با امام مجتبی(ع) بسته بود،تعیین خلیفه باید به مردم واگذار شود .

یزید با این قانون شکنی پس از مرگ معاویه ،خود را خلیفه خواند و به زور از مردم برای خود بیعت گرفت.

همچنین میدانیم که امام حسین(ع) بوسیله ی مسلمانان کشته شد و این شمار کثیری از مردم کوفه و جمعی از مردم بصره بودند که به محض آگاهی از مرگ معاویه ،به امام حسین(ع) نامه نوشتند و قول مساعدت به ایشان در برقراری حکومتی نظیر حکومت عدل علی(ع) را به او دادند و او را به سمت کوفه کشاندند.

سوالی که در اینجا مطرح است،این می باشد که چه جریانی بر امت مسلمان گذشت که موضع آنها از نامه نگاری به امام حسین(ع) تا قرار گرفتن در لشکر یزید جهت نبرد با حسین بن علی(ع) ،آن هم به شوق رسیدن به بهشت  ، تغییرکرد ؟

و این مساله ی ساده ای نیست که بتوان به راحتی از کنار آن گذشت.

اینک به بررسی ابعاد این مساله می پردازیم:

۱-روحیه ی مردم عراق عرب:

مردم عراق عرب(بخشهای وسیعی از عراق)  بر خلاف مردم شامات(بخشهای وسیعی از سوریه و اردن) ساده،زودباور و سطحی نگر در مسائل سیاسی و دینی بودند و روحیه تمرد ونافرمانی از امام زمان خود داشتند و به وزیدن بادی،منطق فکری و رویکرد عملی خود را تغییر می دادند.

و خلاصه در یک کلام؛ در حوزه  مسائل سیاسی زمان خود از بصیرت و ژرف نگری بی بهره بودند.

حال اگر بخواهیم به یک نمونه تاریخی از این ساده اندیشی مردم کوفه اشاره کنیم ،این واقعیت تاریخی بسنده می کند.

یزید با شنیدن تحرکات مردم کوفه نسبت به جلب امام حسین(ع)به سمت خود و برای نشان دادن چشم زهر به مردم کوفه و تحکیم موقعیت سیاسی خود، عبیدا…بن زیاد را که تا آن زمان فقط والی بصره بود،با حفظ سمت؛به حکومت کوفه نیز منصوب کرد.

عبیدا…بن زیاد که فرد مکاری بود،برای این که بتواند براحتی وارد کوفه شود و مزاحمتی از جانب مردم کوفه نداشته باشد،شبانه ،با محافظ و لشکر و در حالی که چهره ی خود را پوشانده بود،وارد شهر کوفه شد و کوفیان به خیال این که این شخص،امام حسین(ع) میباشد از او استقبال هم کردند. عبیدا… به محض این که به دار الخلافه ی کوفه رسید،دستار از روی صورت برداشت و تازه مردم کوفه فهمیدند چه ناکسی را با چه کسی اشتباه گرفتند. عبیدا… بن زیاد مردم را به مسجد کوفه فراخواند و در آن جا خطبه ای خواند که آن خطبه به نام “ابتر”در تاریخ مشهور است.

(علت ابتر نام گرفتن آن خطبه این بود که عبیدا… کلام خود را بدون حمد و ثنای الهی آغاز کرد.)

او با شناختی که از مردم کوفه داشت ، آنان را به گونه ای ترساند و از عواقب نافرمانی وتمرد از دستورات خود ترساند که مردم کوفه شبها درب خانه های خود را نمی بستند. زیرا میدانستند دیگر حتی دزدها هم جرات تعرض به خانه های آنها را نخواهد داشت.

بدین ترتیب مسلم بن عقیل(ع) که سفیر امام در کوفه بود، روز به روز بی یاورتر شد تا این که در کوفه ،شهر مدعیان هزار رنگ به شهادت رسید.

۲- سلسله مراتب افعال حرام

همه ی آنچه تا کنون گفتیم دلیل بی یار و یاور شدن امام حسین(ع) بود،اما چه شد که مسلمانان بر امام خود شمشیر کشیدند و امام خود را کشتند.

شاه کلید باز کردن این قفل و حل این معما،بی شک اصل اعتقادی “سلسله مراتبی افعال حرام” است.

بدون در نظر گرفتن این اصل مهم اعتقادی که متاسفانه بسیاری از مردم از آن بی خبرند،امام حسین(ع) از دایره ی عصمت خارج و بسیاری ازمسلمانانی که از این اصل بی خبرند و یا اعتقادی به آن ندارند،مسلمان نیستند؛چه رسد به این که بخواهند شیعه باشند.

منطق فکری و رویکرد عملی  مردم ساده اندیش کوفه نیز بر اساس همین بی خبری و شاید بی اعتقادی از وجود این اصل در دین اسلام استواربود.

براساس این اصل که هم در قرآن کریم و هم در احادیث معصومین(علیهم السلام) به آن اشاره شده است،افعال و کارهای حرامی که باعث میشود انسان از دین خارج شود،از نظر بار گناه و معصیت یکسان نیستند ودر یک عرض قرار ندارند.

در قرآن کریم و در آیه ی ۱۹۱سوره ی مبارکه ی بقره صریحاً به این که افعال حرام در یک راستا قرار ندارند و از نظر بار گناه یکسان نیستند، با عبارت قرآنی “وَ الفِتنَهُ اَشَدُ مِنَ القَتل” (فتنه و ایجاد فضای فتنه گری از قتل و کشتار بدتر است)اشاره شده است.

در احادیث معصومین(ع) نیز آمده است: ” بپرهیزید از دروغ که دروغ کلید همه ی بدیهاست.”

این احکام؛جای هیچ شک و شبهه ای را باقی نمی گذارد و بر درستی و به جا بودن “رعایت اصل سلسله مراتبی افعال حرام”صحه می گذارد.

حال این سوال مطرح است که رعایت این اصل در دین، چه ربطی به امام حسین(ع) و قیام ایشان دارد؟

در جواب باید گفت: هم زمان با انتصاب عبیدا…بن زیاد به حکومت کوفه،یزید برای این که امام حسین(ع) را بیشتر تحت فشار قرار دهد تا بلکه ایشان مجبور به بیعت گردد،به حاکم مکه دستور داد یا به زور از امام حسین(ع)بیعت بگیر یا او را در حین انجام مراسم حج بکش و یا به عبارت بهتر،ترور کن. این در حالی بود که امام حسین(ع) در ماه ذی الحجه مشغول انجام مناسک حج بود.

بنابراین  ، امام حسین(ع) در شرایط سختی قرار گرفته بود و سه راه بیشتر نداشت:

یا برای نجات خود باید با یزید بیعت میکرد،که بیعت با یزید یعنی قبول حکومت شرک و بنا به نص صریح قرآن”گناهی که هرگز بخشیده نمیشود،شرک است .” یا باید بی توجه به حرکات دشمن به حج خود ادامه میداد که در این صورت نیز خود را بیهوده به کشتن میداد و این که انسان بدون داشتن هدفی خود را به کشتن بدهد،با خودکشی هیچ تفاوتی ندارد ویا جهت حفظ جان خود و ساختن حماسه ای که در سر داشت و بعدها مبدا بسیاری از قیامهای آزادیخواهانه شد،مجبور شد حج خود را ناتمام گذاشته و در روز عرفه و پس از خواندن دعای عرفه در صحرای عرفات از مکه خارج شود.

لذا می بینیم که اگر این اصل ولزوم بر رعایت و درنظرگرفتن این اصل یعنی سلسله مراتبی افعال حرام در دین اسلام وجود نمی داشت،امام حسین(ع) با انجام هر کدام از این سه راهی که پیش رو داشت،مرتکب فعل حرام میشد و در نتیجه از دایره ی عصمت خارج می گردید.

اما از آن جا که دین اسلام دین کاملی است و کامل ترین دین است،فکر چنین شرایطی را کرده و برای مواقعی که انسان بین چند راه باطل قرار می گیرد و چاره ای جزء انتخاب یکی از راه های پیش روی خود را ندارد،همین اصل رعایت سلسله مراتب افعال حرام را وضع نموده است.

بنابراین؛ امام حسین(ع) بهترین راه یعنی خروج از مناسک حج حتی قبل از زمان مقرر،را انتخاب و با این انتخاب دین خود را حفظ و دین اسلام را احیا نمود،انتخابی که خداوند در آیه ی ۱۹۶ سوره مبارکه ی بقره آن را مجاز شمرده است.

از آن طرف؛ یزید و یزیدیان با ایجاد بلوا و فتنه،سعی در برهم زدن و تغییر ذهنیت مردم را داشتند.

این نیز برای آنها کار ساده ای نبود، زیرا می خواستند کسی را از سرراه خود بردارند،که فرزند رسول ا…(ص) بود و مورد اعتماد و احترام مردم،پس برای نیل به هدف شومشان باید به اقدام خود  شانیت می بخشیدند، تا هم مردم را از دور امام پراکنده سازند و در حرکت بعدی اگر توفیق می یافتند بر تعداد یاران خود بیفزایند و هم راه را بر خود هموار کنند  و هم به جنگ با امام حسین(ع) مشروعیت بخشند.

در همین راستا؛۱- خروج امام حسین(ع) از مکه و قبل از مناسک حج را در بوق و کرنا کردند.۲-ادعا کردند که امام حسین(ع) با بیعت نکردن با یزید علیه خلیفه وقت شورش کرده و از دین اسلام خروج نموده و قتال با او و حتی کشتن او مجاز و پاداشش بهشت است.

 

بدین ترتیب با  سوء استفاده از نادانی و جهل مردم از دین اسلام و حقایق این دین الهی و با ایجاد فتنه و برهم زدن ذهنیت مردم،متاسفانه آن چه نباید می شد،اتفاق افتاد و مردمی که نه مسیحی بودند،نه یهودی بودند و نه زردشتی بر قتل امام حسین(ع) همداستان شدند.

وقتی رهبر فرزانه ی مان ،آیت ا… خامنه ای(مدظله)به کرات در فرمایشات خود به نقش کلیدواژه ی “بصیرت”اشاره می کنند و در فضای فتنه هرگونه تصمیم گیری و موضع گیری عجولانه ای را رد می کنند،به خاطر اهمیت همین موضوع،یعنی داشتن بصیرت و ژرف نگری در مسائل دینی و سیاسی است.چرا که به قول معظم له:” فضای غبارآلود زمان فتنه “،درست دیدن را برای انسان دشوار می کند.

 

 

 

 

 

درباره‌ی مهدی طاهری

مهدی طاهری
مهدی طاهری کرچگانی هستم. دبیر، عاشق تحقیق و پژوهش، علاقه مند به مطالب فقهی و مذهبی

حتما ببینید

اندیشه ی مطهر

دوازدهم اردیبهشت  ، سالروز شهادت استاد اندیشه و خرد ، شهید مرتضی مطهری است . …

۷ نظر

  1. امیدوارم که همه ی ما بتوانیم در این سلوک اهل بیت چشمه ای از معرفت آن بزرگان را بیابیم و جرعه ای از آن بنوشیم.

  2. امیر مومنان امام علی(ع) با رفتار و گفتار خویش بزرگترین آموزگار بصیرت در تمام دورانها بود و اصحاب خویش را نیزبه داشتن این نعمت الهی فرا می خواندند.

  3. امیر علی قاسمی

    واقعا جای تامل و تفکر دارد که بتوان درک کرد واقعه عاشورا را…

  4. بهترین وبسایتی که تاحالا دیدم.ازتون متشکرم

    • مهدی طاهری

      با سپاس از نظر دلگرم کننده شما . این وبسایت شخصی بوده و به هیچ شخص و گروهی وابسته نیست . از شما و تمام بازدیدکنندگان محترم تقاضامندم که از این سایت حمایت کرده و این سایت را به دوستان و آشنایان معرفی نمایید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *