بطلان یک نظریه

نظریه خورشید مرکزی در مقابل نظریه ی زمین مرکزی در قرون وسطی توسط ستاره شناسی به نام “نیکولاس کوپرنیک” ابداع گردید اما این نظریه توسط “یوهانس کپلر” یک قرن بعد توضیح و تشریح یافت.

علت این بود که اولا نیکولاس کوپرنیک در زمانی این نظریه را مطرح کرد که دوره حاکمیت کلیسا در اروپا بود و می‌ترسید در صورت اشاعه این نظریه مرتد شناخته شود و ثانیا یقین صد در صد را نسبت به درستی این نظریه نداشت . اما یک قرن بعد که اروپا وارد دوره جدیدی به نام “رنسانس” شده بود و از حاکمیت کلیسا در علم و نوآوریهای علمی کاسته شده بود ، یوهانس کپلر آلمانی نظریه ی “خورشیدمرکزی” کوپرنیک را توضیح و تشریح داد.

هرچند تحقیقات “ادوین هابل” در سال ۱۹۲۰ باعث شد که نظریه خورشید مرکزی کوپرنیک و کپلر دیگر آن قداست و اقبال علمی را نداشته باشد ، اما همچنان این نظریه در دنیا طرفدارانی دارد.

نکته قابل توجه در این مقاله که ستون فقرات این تفسیر را شامل میشود این است که بر اساس آیه ۳۸ سوره یاسین ، قطعا خورشید مرکز عالم نیست . زیرا یکی از نشانه های مرکزیت، ثبات و استواری است.

بر طبق کلام وحی که در قرآن مجید کتاب ما مسلمانها تبلوریافته است و چهارده قرن قبل بر پیامبرگرامی اسلام(صل الله علیه و آله و سلم )نازل شد ، خورشید نمی تواند مرکز عالم باشد زیرا شرط اصلی مرکزیت که همان ثبات ، عدم تحرک و استواری در موضع است ، را ندارد و به سوی قرارگاه خود در حرکت است .

لذا ، نمی تواند شرایط لازم برای مرکزیت عالم را داشته باشد.

درباره‌ی مهدی طاهری

مهدی طاهری
مهدی طاهری کرچگانی هستم. دبیر، عاشق تحقیق و پژوهش، علاقه مند به مطالب فقهی و مذهبی

حتما ببینید

خورشید و ماه

  ” خورشید و ماه با فواصلی حساب شده از هم، در حرکتند.” این ترجمه …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *