صدقه

 

صبح که از خواب بیدار شدم ، آشوب عجیبی در دلم افتاده بود. انگار کسی در گوشم زمزمه میکرد که اتفاق بدی برایت می افتد ، صدقه بده . همان لحظه تصمیم گرفتم به ندایی که در گوشم پیچید جواب مثبت دهم. لذا نیت کردم و مقداری از پول داخل جیبم را برای صدقه دادن به نیازمندی کنار گذاشتم و خدا خدا میکردم که با او روبرو شوم و بتوانم به آن فقیر کمک مالی نمایم.
بعداز ظهر با فردی که نیازمندی خود را ابراز کرد ، روبرو شدم و با خوشحالی مقدار پولی را که برای این منظور در نظر گرفته بودم به ایشان دادم. خوشحال بودم که خداوند این نیازمند را در مسیر من قرارداد تا بتوانم به او کمک نمایم.
شب برای غذا دادن به فرزندم از خانه بیرون رفتم که یک دفعه با فریاد و گریه ی پسرم مواجه شدم . دستش بین درب مانده بود.
یادم رفته بود که قبل از خروج از منزل درب تراس را ببندم. درب تراس روبروی درب منزل قرار دارد و با باز شدن درب منزل باد در خانه می پیچد و اگر درب باز باشد ، آن را محکم به هم می کوبد.
شاید باورتان نشود. اما چیزی شبیه به معجزه بود. اتفاقی که میتوانست بیفتد به مراتب بدتر از آن چه بود که افتاد که حتی من از بیان ان هم ترس و واهمه دارم. پوست یکی از انگشتان دست پسرم که تازه وارد سومین سال از حیات خود شده است ، کمی آسیب دید.
بلافاصله بعد از این اتفاق یاد دل شوره ای که داشتم و صدقه ای که دادم ، افتادم.
همچنین این حدیث از پیامبر (صلی ا… علیه و آله ) که فرمودند : “صدقه ، هفتاد نوع بلا را دفع می کند.” و حدیثی از امیرالمومنین ، حضرت علی(علیه السلام )که فرمودند : “خداوند سهمی از روزی فقرا و نیازمندان را در مال شما قرارداده است.”

درباره‌ی مهدی طاهری

مهدی طاهری
مهدی طاهری کرچگانی هستم. دبیر، عاشق تحقیق و پژوهش، علاقه مند به مطالب فقهی و مذهبی

حتما ببینید

تاوان بی گناهی

همیشه گفتن و شنیدیم که : “سر بی گناه تا پای دار میره اما بالای …

۲ نظر

  1.  از کسی شنیدم که هر درآمدی که داری باید ۱۰ درصد آن را به دیگران کمک کنی، این ایده ای است که خیلی از بزرگان جهان اجرایی می کنند… . 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *