خانه / سروده های من / مادر…واژه ای آشنا…

مادر…واژه ای آشنا…

شعر مادر

مادر

شعر “مادر” را پیشکش می کنم به روح نازنین مادرم و به محضر تمام مادران با ایمان

 

مادر

کتاب عشق که ورق خورد اولین حرف آن مادر بود

آنکه به نازِ نوازشگر گیتی بچرخد زمین دورِ آن مادر بود

بسان کبوتر سبک بالان به نگار خویش مانَد،مادر بود

آنکه دیرسالی ست آرزو دارم پیشم شبی بماند،مادر بود

چو بارانِ بهاری لطافت به روحم بخشید،مادر بود

آنکه زمین و زمان عاشقانه بدو مِی بخشید،مادر بود

همان پری زیباروی که دبیران  زِ حُسنِ جمالش حیرانند،مادر بود

آنکه سُخنش را عطر و بوی عاشقان کربلا اسیرانند،مادر بود

هم او که ز صدای سُخَنَش نیست خوشتر،مادر بود

آنکه نورانیتش زماهِ شبِ چهارده بُوَد بهتر،مادر بود

درباره‌ی مهدی طاهری

مهدی طاهری
مهدی طاهری کرچگانی هستم. دبیر، عاشق تحقیق و پژوهش، علاقه مند به مطالب فقهی و مذهبی

حتما ببینید

میهمانی لاله ها

بیا به میهمانی لاله ها برویم زتکبر بکاهیم و باخدا برویم زشمع وجودش بهره برگیریم …

۶ نظر

  1. سلام شعر مادر خیلی زیبا و دوست داشتنی و پر احساس است خدا قوت و دستمریزاد موفق باشید

    • مهدی طاهری

      سلام – امیدوارم خداوند تمامی مادران با ایمانی را که در قیدحیات هستند،از جمیع بلایا حفظ نماید و توفیق مادری را به تمامی زنان مملکتمان عطا فرماید و مادرانی را که در کنار ما نیستند ،در کنار خود و بهره مند از مغفرت و آمرزش خود مقرر دارد. (آمین یا رب العالمین

  2. سلام وسپاس شعرزیبایی است

  3. ممنون از شعر زیباتون

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *