خانه / سروده های من

سروده های من

گذر زمان

غبار مرگ گیرد سرشت آیینه های زنگ آلود که به خیال خود نسیم را در گذر زمان به میکده های خالی از جام کِشَند به هر بیابان بی نام کِشَند به سطر سطر دل سوخته های ناکام کِشَند به این خاک نیمه سوز سِیَه فام کِشَند برین روال بی خبر …

بیشتر بخوانید »

کبوتران آسمانی

در سراپرداه غیب، چه شِکوه ها با این دل ؟ چه نازها در سپیده ی صبح ؟ تا کند خورشید ،نمایی به نوای آسمان خنده پر گُشاید تا عروج بی نهایت لیک، بی ترنم کبوترانِ آسمانی طلوع را تجربه کردن بارِ گران آید  

بیشتر بخوانید »

مرهم زخم

نگاهت را مرهم زخمهای دل من بگذار که بی ترنم نگاه تو فواره های غم حوض راکد شکیباییم را به جوشش و خروش در می آورد و نسترنهای بهاری را از روییدن بر در باغ زندگانیم باز می دارد نگاهت را…

بیشتر بخوانید »

مادر…واژه ای آشنا…

شعر مادر شعر “مادر” را پیشکش می کنم به روح نازنین مادرم و به محضر تمام مادران با ایمان   مادر کتاب عشق که ورق خورد اولین حرف آن مادر بود آنکه به نازِ نوازشگر گیتی بچرخد زمین دورِ آن مادر بود بسان کبوتر سبک بالان به نگار خویش مانَد،مادر …

بیشتر بخوانید »