خانه / سروده های من

سروده های من

پائیز

پائیز موسم ورق بازی طبیعت ورقی که در بهار رخ می نماید و در صیف به تماشا نشیند دست سخاوت درخت که به باغبان می دهد ثمر و در خزان که رقص باد می دهد به باغ صفا   پائیز لبریز از ترانه ترانه ی مهاجرت مرغان نغمه خوان که …

بیشتر بخوانید »

کبوتران آسمانی

در سراپرداه غیب، چه شِکوه ها با این دل ؟ چه نازها در سپیده ی صبح ؟ تا کند خورشید ،نمایی به نوای آسمان خنده پر گُشاید تا عروج بی نهایت لیک، بی ترنم کبوترانِ آسمانی طلوع را تجربه کردن بارِ گران آید  

بیشتر بخوانید »

مرهم زخم

نگاهت را مرهم زخمهای دل من بگذار که بی ترنم نگاه تو فواره های غم حوض راکد شکیباییم را به جوشش و خروش در می آورد و نسترنهای بهاری را از روییدن بر در باغ زندگانیم باز می دارد نگاهت را…

بیشتر بخوانید »

مادر…واژه ای آشنا…

شعر مادر شعر “مادر” را پیشکش می کنم به روح نازنین مادرم و به محضر تمام مادران با ایمان   مادر کتاب عشق که ورق خورد اولین حرف آن مادر بود آنکه به نازِ نوازشگر گیتی بچرخد زمین دورِ آن مادر بود بسان کبوتر سبک بالان به نگار خویش مانَد،مادر …

بیشتر بخوانید »